بیشینه کردن داده های عمومی به چه قیمتی قابل قبول است؟

همیشه چیز ها در جهان به صورت ایده آل نیستند و باید با محدودیت های واقعی جهان کنار بیاییم و در مواردی، اتفاقاتی که در جهان دوست نداریم را بپذیریم و با آن معامله کنیم و با دادن امتیازاتی، سعی در بهبود جهان کنیم. برای مثال دولت انگلستان با پرداخت هزینه جبرانی به برده داران، توانست مخالفت آن ها را با ممنوعیت برده داری بر طرف کند.

در زمینه داده های عمومی نیز بعضا می توان با پذیرفتن داده های انحصاری، به داده های عمومی بیشتر دست یافت. در ادامه این مقاله انواع مختلف و مزایا و معایب آن ها را بررسی می کنیم.

قوانین پتنت و حق تکثیر

این قوانین یک نوع از این معامله ها با داده های انحصاری هستند. یک پتنت بعد از ۲۰ سال و یک داده محافظت شده با حق تکثیر بعد از ۷۰ سال به یک داده عمومی تبدیل می شود. مثلا کدگذاری mp3 توسط پتنت هایی به انحصار در آمده بود که این پتنت ها در سال ۲۰۱۷ منقضی شدند و اکنون هر کسی می تواند به هر صورتی از این کدگذاری استفاده کند.

معایب

زمان انقضای این قوانین به حدی زیاد است که اصلا قابل قبول نیست. مثلا فیلم های ۷۰ سال پیش امروزه اصلا قابل استفاده نیستند یا برخی از پتنت های کدگذاری mp4 با پیشرفت این کدگذاری با پتنت های جدیدتر جایگزین شده اند و دیگر کسی از داده های پتنت های قبلی استفاده نمی کند. بنابراین این معامله تماما به سود انحصار کننده است و تقریبا هیچ نفعی برای جامعه ندارد.

عمومی شدن داده های انحصاری قدیمی یا دور از توجه

از این طریق نیز داده های عمومی بسیاری تولید شده است. مثلا ISA های mips و openPower از شرکت ibm در ابتدا داده انحصاری بودند اما زمانی که همه به سمت پردازنده های intel و arm رفتند سازندگان آن ها داده هایشان را عمومی کردند. درصد قابل توجهی از بازی های عمومی از این روش به دست آمده است. شرکت سازنده بازی بعد از قدیمی شدن بازی، بخشی از داده های مربوط را عمومی می کند.

معایب

اگرچه کمیت داده های عمومی تولید شده توسط این روش زیاد است، اما کیفیت آن بسیار پایین است و این داده ها عمدتا بی ارزش هستند. به همین دلیل این روش به عنوان روشی برای تولید داده های عمومی خوب نیست.

کپی لفت

کپی لفت یک مجوز حق تکثیر است که به همه اجازه می دهد تا از یک داده به هر صورتی استفاده کنند، اما مشتقات آن را نیز با همان پروانه (و در نتیجه به صورت داده عمومی) منتشر کنند.

به کپی لفت می توان به صورت یک روش کسب درآمد نگاه کرد. به این صورت که داده ها به صورت عمومی در دسترس هستند، اما اگر کسی بخواهد بر پایه آن ها داده های انحصاری جدیدی تولید کند باید به سازنده داده عمومی اولیه که حق تکثیر آن را کاملا در اختیار دارد مبلغی پرداخت کند و از او مجوز این کار را بگیرد. بسیاری از تولید کنندگان آثار هنری و پایگاه داده مای اسکیوال از این روش برای تامین مالی خود استفاده می کنند.

این روش از طرفی به نفع داده های عمومی است و باعث تامین مالی هزینه های آن می شود و از طرفی دیگر باعث تولید داده های انحصاری می شود و به ضرر جامعه است. بنابراین مانند یک معامله بین داده های عمومی و انحصاری است.

معایب

این روش داده های انحصاری را زیاد و داده های عمومی را کم می کند. اگر این گزینه برای انحصار کننده وجود نداشته باشد، ممکن است او تغییراتش را به صورت عمومی منتشر کند که به نفع جامعه است. اما در مقابل یک قیمت موجه برای این کار، یک معامله عادلانه به نظر می رسد.

هم چنین این روش می تواند در مشارکت دیگران برای بهبود داده مشکل به وجود بیاورد. اگر حق تکثیر کار هر کس متعلق به خودش باشد، باید رضایت تمام افراد جلب شود که عملا غیر ممکن است. پس باید حق تکثیر به یک فرد یا نهاد واگذار شود و به این صورت بقیه مشارکت کنندگان بدون مزد باید برای مالک حق تکثیر کار کنند و این موضوع می تواند جلوی مشارکت آن ها را بگیرد. البته مشارکت کنندگانی که تمایل به واگذاری این حق به دیگران را ندارند می توانند یک چنگال از این داده به وجود بیاورند و در آن مشارکت کنند که در این صورت مزایای این روش را از دست می دهند.

جمع بندی

اگر چه از این روش نیز می توان داده های عمومی تولید کرد و این داده ها نیز به نفع جامعه هستند اما این روش به عنوان روش اصلی قابل قبول نیست و مقابله با داده های انحصاری به داده های عمومی با کیفیت بیشتر می انجامد. هم چنین این مقابله می تواند باعث بهبود عملکرد همین روش ها نیز بشود؛ مثلا قانون گذاران را تحت فشار بگذارد تا زمان انقضا را کمتر کنند یا انحصارکنندگان را تشویق به عمومی کردن داده های بیشتری بکند.