آموزش نوعی داده است

آموزش یکی از مهم ترین چیز هاست که به وسیله آن، اطلاعات و توانایی هایمان را با یک دیگر و با نسل بعد به اشتراک می گذاریم. آموزش به حدی اهمیت دارد که در سال ۲۰۱۴ حدود صد میلیون معلم فقط در مدارس رسمی تدریس می کنند(دو درصد از جمعیت جهان)، این را در کنار دیگر کارکنان مدارس و دیگر اشکال آموزش مانند آموزش فنی یا دانشگاهی بگذارید تا به حجم عظیم فعالیتی که در راستای آموزش صورت می گیرد پی ببرید.

این سیستم آموزشی با این مصرف به شدت زیاد نتیجه مطلوبی نمی گیرد. هم چنان طیف وسیعی از افراد به آموزش مطلوب دسترسی ندارند و آموزش های غیر مقدماتی نیاز به هزینه هنگفت یا سهمیه بندی هایی مانند کنکور دارند. این عدم دسترسی برابر به آموزش، در هسته بی عدالتی و اختلاف طبقاتی قرار دارد و آن را به نسل های بعدی انتقال می دهد.

این سیستم از قرن ها پیش بدون تغییرات چندانی به ما ارث رسیده است و هم زمان با پیشرفت بشر، پیشرفت نکرده است. در این مقاله، به یک روش جایگزین برای آموزش می پردازیم که بر پایه داده های عمومی، آموزش را ارزان و در دسترس همه قرار می دهد.

آموزش نوعی داده است

یک معلم در طول بیست سال تدریس خود تقریبا یک کار تکراری انجام می دهد. و صد ها معلم دیگر نیز دقیقا همان کار او را انجام می دهند. این کار تکراری، کپی کردن یک داده در مغز فراگیران است. این کار تقریبا مانند این است که صد ها نفر را استخدام کنیم تا از یک کتاب رونویسی کنند. جالب است بدانید که قبل از اختراع ماشین چاپ، واقعا از این روش برای تکثیر داده ها استفاده می شد که نشان می دهد در آینده ممکن است تدریس نیز مانند رونویسی کتاب، یک کار خنده دار به نظر برسد.

البته انسان ها مانند رایانه یا کاغذ نیستند که بتوان به صورت مکانیکی روی آن ها رونویسی کرد. اگر چه تلاش هایی برای این کار به وسیله قرص یا امواج الکترومغناطیسی صورت گرفته است اما به نتایج قابل توجهی نرسیده است. با این حال مشخص است که این کار نیز همانند رونویسی کتاب یا محتوای دیجیتال یک کار ماشینی و تکراری است.

همه گیری ویروس کرونا این مطلب را نمایش می دهد که واقعا نیازمند آموزش حضوری نیستیم و کار بدون آموزش حضوری لنگ نمی ماند. کسر خوبی از فرآیند آموزش، به فیلم های آموزشی واگذار شده است که کاملا مبتنی بر داده و مستقل از معلم هستند. اگرچه به علت ناگهانی بودن این تبدیل، بعضا نواقص بزرگی در این نوع آموزش پیدا می شود که به تدریج رفع خواهد شد.

آموزش مبتنی بر داده می تواند بهتر از معلم باشد

همان طور که اشاره شد، انسان ها رایانه نیستند و رونویسی اطلاعات و مهارت ها روی آن ها چالش هایی دارد. مثلا با یک کتاب خالی نمی توان انتظار داشت که همه بتوانند مطالب را یاد بگیرند چون ما قرن هاست که کتاب را با هزینه ناچیز در اختیار داریم و اگر این طور مساله حل می شد، باید مدت ها پیش حل شده بود.

اما اخیرا فناوری پیشرفت چشمگیری کرده است. ویدیو های با کیفیت، نرم افزار های کمکی و فناوری های واقعیت مجازی توانایی هایی دارند که نه تنها آن ها را قابل رقابت با آموزش سنتی می کند، بلکه بعضا ابعاد جدیدی را در دسترس می کند که بدون آن، قابل تصور نبود.

البته نباید سعی کنیم که روش قبلی را به وسیله داده ها بازسازی کنیم. مثلا نباید با فناوری واقعیت مجازی یک معلم مجازی سه بعدی درست کنیم که روی یک تخته سیاه مجازی با گچ می نویسد! بلکه باید روش های جدیدی را ابداع کنیم که با زمان کمتر و کیفیت بهتر آموزش را انجام دهد.

تعامل و پرسش

یکی از کاربرد های معلم، که ممکن است تصور شود جایگزینی در آموزش با داده ندارد، تعامل و پرسش است. اما در حقیقت، آموزش سنتی در این زمینه نیز ناکارآمد و ضعیف تر است.

از یک طرف، نرم افزار ها می توانند در هر قسمت کوچک، از فراگیر سوال کنند تا هم انگیزه ای برای دنبال کردن پیوسته مطالب ایجاد کنند و هم از فهم او اطمینان حاصل کنند، کاری که تنها یک معلم خصوصی می تواند برای همه فراگیرانش انجام دهد. مثلا نرم افزار هایی برای آموزش زبان های خارجی وجود دارند که آموزش را فقط با پرسش و پاسخ انجام می دهند و محیطی شبیه به بازی فراهم کرده اند؛ کاری که با آموزش سنتی ممکن نبود.

از طرف دیگر، فراگیران همیشه کاملا متوجه نمی شوند و ممکن است سوالاتی برایشان به وجود بیاید. این سوال ها در سه دسته تقسیم می شوند:

  • سوال می تواند ناشی از عدم تمرکز فراگیر باشد. که در این صورت فراگیر می تواند آن قسمت را مجددا فرا بگیرد، مثلا فیلم را عقب بزند یا کتاب را دوباره بخواند. ولی در آموزش سنتی معلم باید مجددا مطالب را برای او تکرار می کرد، که یک امتیاز مثبت برای آموزش مبتنی بر داده است.
  • ممکن است داده آموزشی نقصی داشته باشد که باعث ابهام شود (یا در آموزش سنتی معلم بد درس داده باشد و این موجب بدفهمی شود) که بعد از پرسیدن، معلمان می توانند داده ها را بهبود دهند تا برای دیگران این سوال پیش نیاید.
  • بعضی از سوالات می توانند صرفا از روی کنجکاوی باشند و در عین حال که نیازی نیست تا جواب آن به طور مستقیم درون درس وارد شود، اما بعضی ممکن است نیاز به پاسخ آن داشته باشند. این گونه سوالات می توانند در کنار درس قرار داده شده و پاسخ داده شوند مثلا در هر دقیقه فیلم چند سوال قرار داده می شود که مربوط به آن قسمت فیلم است و اگر فراگیران سوالی داشتند می توانند ببینند که آیا سوالشان در آن فهرست هست یا نیست و اگر نبود، از نگهدارندگان آن داده آموزشی بخواهند تا آن سوال را اضافه کند.

با این روش سوال پرسیدن، فراگیران خود تبدیل به مشارکت کننده خواهند شد و فراگیران بیشتر، کیفیت داده را بالا می برند. از جایی به بعد، دیگر به ندرت سوال جدید به وجود می آید و همه سوال ها به وسیله خود داده پاسخ داده خواهند شد.

هرگز از آموزش با داده های انحصاری استفاده نکنید

بخش تجاری در آموزش، حجم عظیمی دارد و این افراد و کمپانی ها هرگز از سود سرشاری که از انتقال از آموزش سنتی به آموزش مبتنی بر داده های انحصاری به دست می آورند به راحتی نمی گذرند. پس وظیفه ماست که جلوی این کار را بگیریم و آموزش را برای همه فراهم کنیم.

آموزش، در هسته بی عدالتی و اختلاف طبقاتی قرار دارد. عدم دسترسی برابر به آموزش می تواند اختلاف طبقاتی را به نسل بعدی انتقال دهد. اکنون که فرصتی مهیا شده تا به وسیله آموزش مبتنی بر داده های عمومی این مساله را به کلی حل کنیم، نباید آن را با زیاده خواهی های بخش تجاری از دست بدهیم. پس هرگز آموزش انحصاری تولید نکنید، در تولیدش مشارکت نکنید، از ترویجش خودداری کنید و از آن استفاده نکنید تا تمام آموزش ها عمومی و در دسترس همه قرار بگیرند.